صبح من كلی سرخیابون وایسادم برا تاكسی... بعد هی گیرم نیومد.. زنگ زدم ب یكی از همكارا.. گفتم اگه نرفته منم باش برم. گف باشه. بعد منم ب سرویسم زنگ زدم ك امروز من باتون نمیام. خلاصه من تا در خونه همكاره رفتم. بعد اونم اومد و سوار شدم و رفت تو حیاطشون باز ! من یهو گرخیدم كه كجا میری؟ چرا اومدی اینجا؟ گف چون قرار نبود جایی بریم. بعد ب من گف پیاده شو.. منم شوكه پیاده. بعد در اتاقشو باز كرده ك برو تو گفتم نمیرم.. بزور گرفت منو پرت كرد اون تو.. هی میخواستم جیغ بزنم اصا شوكه شده بودم فقط.. بعد پررو ب من میگه چرا اینجوری می كنی. میخوایم حرف بزنیم. گفتم جیغ میزنما... ترسید ..گف اروم باش اروم... تو با فلانی ریختی رو هم؟ منم شوكه و ترسیده گفتم نه...بعد گفتم جیغ میزنمو اینا دیگه اومدیم بیرون... گف نبینم باش باشیا! منم گفتم ب تو ربطی نداره! حالا بماند ك ما با فلانی رل زدیم و كات كردیم و همكاریم فقط.. بعدم كلی باش دعوا كردم ك ب توچه و من با هر كی دلم بخواد میرم و اینا.. تهشم عذرخواهی كرد ك روزم رو خراب كرده و گف میدونم با فلانی هستی.. گفتم بش خوب كردم.. و تمام
من؟ هنوزم شوكه م... انگاری فیلم بوده!
319...ما را در سایت 319 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 169